واکسن مازیار
امروز در تاریخ 92.3.13 مازیار جوووووونم واکسن 4 ماهگیشو زد.![]()
- ساعت 9 صبح بود که بابایی تلفن زد و ما رو از خواب بیدار کرد و من هم مازیار رو توی خواب لباساشو عوض کردم و صبحانه خوردم و بابایی هم از محل کارش مرخصی گرفت و اومد دنبال من و مازیار که تنهایی نریم و 3 نفری رفتیم خانه بهداشت . پسرم هر روز این وقت صبح خواب بود و وقتی چشماشو باز کرد و متوجه شد بیرون از خونه است خوشحال شد و لبخند زد.
- مازیار در آغوش پدر اونجا به بچه ها و نی نی ها لبخند میزد و حسابی دست و پا میزد و من هم مشغول تشکیل پرونده بهداشت برای مازیار بودم و وقتی تمام شد من و بابایی نگران بودیم از واکنش مازیار به واکسنی که باید میزد.
- خدا رو شکر مازیار در آغوش مامانی و با لبخند های بابایی اصلا متوجه نشد که آمپول وارد پایش شد و وقتی نشستیم توی ماشین یه مقدار شیر خورد و بعد بدون قطره استامینافین خوابش برد.
- من بمیرم برات مازیار جونم .
- الهی مادر فقط این جور موقع ها و برای مهار بیماری آمپول و دارو بخوری نه برای درمان بیماری !!!!!
( مازیار دلبندم) -

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


واکسن مازیار
