مازیار جان مازیار جان ، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 15 روز سن داره

مازیار مامان و بابا

10 ماهه شدن پسرمون مبارك

1392/11/17 13:23
نویسنده : مامان مازیار
447 بازدید
اشتراک گذاری

بارالها بابت 2 رقمي شدن سن مازيار   (  ازت سپاسگذاريم )   

                             انشالا 3 رقمي شدن سن ش رو نصيبش كن                                                                              

اي جانم مازيار بالاخره گفت : ما ما  ما ما ما ما ما ما چشمک در تاريخ 92/8/28

                        

 

             شرح حال پسرم:


1-دو تا دندون سفيد و كوچولو داره و  لثه هاي بالا ورم كرده كه دو تا دندون جوونه بزنن.ماچ

 

2-تند تند چهار دست و پا توي خونه اين ور و اون ور ميره.زبان


3-سر پا دو سه بار بدون كمك ايستادهمتفکر.


4-قد 72 سانت و دور سر45 سانت و وزن  9700 گرمقلب


5-با هر صدا و آهنگي شروع ميكنه به رقصيدن و دست تكون دادن به نشونه ي رقصيدنهورا

6-باي باي كردن رو بلدهیول


7-موقع غذا خوردن اگه غذا باب ميلش باشه شروع ميكنه به ( به به به به به به..) گفتن و

سر تكون دادنعینک


8-ديگه اسم ها رو هم مشناسه و وقتي اسم كسي رو كه دوست داره  صدا بزنيم فوراً

سرش رو ميچرخونه و دنبالش ميگرده و به خصوص بابا روزبه و باباجون و دوستاي داخل

مهدش (پويان -آرمين-آيدين-مهرسام) رو كه خيلي دوستشون داره. و همچنين وسايلاي

خونه و اسباب بازي هاشو  .چون وقتي ميگيم به مازيار كه اين وسايل كجاست سرش رو

تكون ميده هر جايي كه اون وسيله هست.ابروتشویق

 

9-غذاهايي كه دوست داره پسرم : فرني -حريره-سرلاك-سوپ مرغ-آش -رنگينك

-موز-ليموشيرين-سيب و بسكويت و اما كيك خيلي زياد .تشویق


10-از پوشك كردن بيزاره و هميشه از  زير دستم فرار ميكنه.گریه


11-ريخت و پاش كردن خونه رو خيلي دوست داره  و وقتي كه اتاقش رو مرتب ميكنم

خيلي خوشحال ميشه و ميدوه سه سوته ميري سراغ اسباب بازي ها رو دوباره اونا رو به

هم ميريزه و همچنين لباساشو.تعجب


12-آشپزخونه رو از همه جاي خونه بيشتر دوست داره چون پر از وسايلي هست كه  با اونا

بيشتر حال ميكنه و مدام سرش توي كابينت هاي آشپزخونه ست كه هميشه ميگم انگار

مازيار واقعاً داره دنبال چيزي اون تو ميگرده و هر خونه اي كه ميريم مستقيم راه آشپزخونه

رو فقط  بلده و ياد ميگيره.!!!!!از خود راضیخنده


13- گوشي تلفن و لپ تاب و گوشي موبايل رو هم مثل بقيه بچه ها خيلي دوست داره و

فوراً ميدوه و ميره سراغشون وقتيكه ما كنارشون نباشيم.ساکت


14-اكثر اوقات بدليل ژنتيكي زياد عرق ميكنه الخصوص وقتي كه غذا ميخوره و يا اينكه

خوابيده و اينكه هيچ وقت دوست نداره موقع خواب من پتو بندازم روي سرش و دوست

نداره لباس گرم و كلاه تنش كنم و اين منو خيلي نگران ميكنه از اين كه شما از سرد و گرم

شدن زياد مريض بشي.نگران


15-مازيار از وقتي كه رفته مهد هر هفته به يه بهانه مريضه و مهد كودك  جوابش ميكنه.و

مدام پسرم اسهال داره و ادار سوختگي و قارچ بين پا كه مربي ها رو عاجز كرده و ما رو

هم خيلي نگران و دنبال يه راه حل هستيم و چاره كه يا مهدش رو عوض كنيم و يا پرستار

بگيريم .بازنده


 16-شعر  يه توپ دارم قلقليه  رو هم خيلي بيشتر از بقيه شعرا دوست داره و بازي با

حلقه هوش رو مازيار توي 5 دقيقه انجام ميده و تند تند حلقه ها رو ميدم دستش ميذاره

روي پايه و وقتي هم تمام شد ميريزشون و ميگه دوباره.خوشمزهتشویق


 

                                       بدون شرح :

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

شقایق(مامان اَرشان کوچولو)
30 آبان 92 17:02
سلام دوست جونم چطوری؟ دردونه من چطوره؟ گلم ی کلوب تو نینی سایت داریم مخصوص مامانای نینی وبلاگی... خوشحال میشم بیای... اینم آدرسشه: http://www.ninisite.com/clubs/detail.asp?clubID=25719 تازه راه افتاده... اگر دوست داشتی اسمت رو تو نینی سایت بگو تا برات دعوتنامه بفرستم سلام.خوشحال ميشم.ولي اگه ممكنه منو راهنمايي كن كه كدوم قسمت بايد اسم بنويسم.مرسي عزيزم
پرهام ومامانش
5 آذر 92 23:34
ده ماهگیت مبارک گل پسر مامان شدنتم مبارک مامانش سلام مامان پرهام جون .ممنون كه به ما سر زدي.پرهام رو به جاي ما ببوسيد
مامان بهاره مامان امیرمحمد
18 آذر 92 14:09
وای چه گل پسری قندعسلی خدا نگهداره براتون خیلی خیلی بانمک و خوشگله عزیزخاله چقدر بد بنظر من مربی های مهد زیاد رسیدگی نمی کنند که بچه اینطور شده می دونید چون وقتی یه نی نی را می شورند دستشون راخوب نمی شورند و با همون دست خوب نشسته مازیار جون را هم می شورند این باعث انتقال قارچ از یه نی نی به نی نی دیگه میشه بهتر که مهدش را عوض کنید یا اگه پرستار خیلی خیلی مطمئن سراغ دارید براش بگیرید بهتره از طرف ما سلام ماماني.ممنون از راهنمايي و نظر ت.آخه من مجبورم مازيار رو بزارم مهد آخه اينجا غريبم و به كسي اعتماد ندارم عزيزم.ني ني گلت رو به جاي من و پسرم ببوس
مامان علی کوچولو
26 آذر 92 21:08
آخی عزییییییییزم مثل پسر منی شما