بیا اینجا رو ببین مازیار چه کرده !!!!
مازیار جان مامان ببخشی خیلی کم وقت میکنم وب رو آپ کنم .چون شما ماشالله کنجکاو شده ای و به قولی کاملا دست و پای منو بستی و فقط میخوای بشینم کنارت و باهات صحبت کنم و همه چیز رو بهت معرفی کنم و اینکه بابایی 4 روز ما رو تنها /داشته بود و رفته بود شهرستان و منم چون لپ تاب نبود فقط با گوشیم وب شما رو بازدید میکردم .
![]()
دیشب متوجه شدیم بله !!!!!!!!! بدلیل اینکه همه زنگ میزنن از دلتنگی که صدای شما رو بشنوند شما به گوشی موبایل و گوشی تلفن علاقه پیدا کردی و مدام بی تابی میکردی تا اونا رو بزاریم توی دستت و شما هم اونا رو بزاری توی دهنت .
ای جان پسرم اینا که خوردنی نیستند.![]()
این هفته شما سرما خوردید که جز صبوری راهی نداریم جون شما کمتر از 6 ماه سن داشتید دارویی برای درمان نیست .پس مادر فقط برات دعا میکنم پسر خوشکلم خیلی زود سلامتیتو بدست بیاری.

آخه تو دنیای منی .......تو همه هستی منی
راستی دایی محمد دیروز تا امتحاناتش تموم شد اومد پیش پسرم و مازیار هم خیلی خوشحال شد و استقبال گرمی ازش کرد. و من و بابایی هم امروز شما رو پیش دایی برای 2 ساعتی تنها گداشتیم چون مامانی نوبت آرایشگاه داشت فکر نمیکردیم شما تحمل کنی ولی انگار بهت خوش گذشته بود و دلتنگمون نشده بودی!!!!!!!!!!!!!!!![]()
چقدر دوست داشتن تو شیرینه .......مازیارم
![]()

وای مادر.. منم خوابم گرفت
قربون چهره مثل ماهت.![]()

وای وای فدای زبونت
که داری خودت رو واسم لوس میکنی
و خوشحال از اینکه لباس تنت نیست و اصلا تعویض لباس رو بر عکس مامانت دوست نداری.![]()

ای جان که رنگ جشمای قشنگت ست شده با رنگ لباست.

مازیار روی جا نونی

حالا مازیار توی جا نونی

پسرم اولین بار صدای مرغ عشق رو که شنید ترسید و گریه اش گرفت!!!!

بدون شرح !!

ای جان مازیار ساعت و انگشتر بابایی رو ....![]()

پای مازیار و باباییش ![]()

محمد : بزارش حال این مازیارو بگیرم...![]()

چی گفتی ، حال منو بگیری ؟؟!! کوچولووووو![]()

بگیر که اومد . بزار بزرگ شی ، بعد بیا !! ![]()


بیا اینجا رو ببین مازیار چه کرده !!!!
