دنیای مازیار
ای جانم
پسرم برای اولین بار بدون کمک من و باباییش در تاریخ 92.3.3 برابر با سه ماه و سه هفته و سه روزگیش تونست غلط بزنه بره روی شکمش و با تشویق ما مازیار هم شوق میکرد.
![]()
چند روزی ه مازیار عادت کرده وقتی روی زمین دراز کشیده به صورت 180 درجه میچرخه .
مازیار توی بغلم بود و خواستم آب بخورم و اون با ولع خاصی داشت مزه مزه میکرد که وقتی این صحنه رو دیدم برای اولین بار لیوان رو گذاشتم کنار لبش تا چند قطره آب بخوره و مزه آب رو بچشه .
رفته بودیم بازار و هوا خیلی گرم بود من و بابایی توی ماشین داشیم بستنی میخوردیم.مازیار دست و پا میزد که منم میخوام و بهونه میکرد و منم ناچار شدم بستنی بهش بدم و اون هم از مزه اش خوشش اومده بود و ولکن نبود.و این شد که مازیار برای اولین بار چیزی رو که مزه کرد بستنی بود.
پسر نازنین و باهوش مامانی داره یواش یواش فضولی هاشو به ما نشون میده و خیلی علاقه داره باهاش بازی کنیم و موقع بازی کردن یه عالمه خنده و قهقهه با صدای بلند
راه میندازه و اون هم مثل ما خوشحالی میکنه که یه جمع دوستانه سه نفری داریم.
وقتی مامانی داره پوشک مازیار رو عوض میکنه اون علاقه زیادی داره و سعی و تلاش میکنه که هر دو پاهاشو با دستاش بگیره که امروز پسرم داسه اولین بار دقیقا روزی که 5 ماه میشه این کار رو انجام داد.
چنین کارها و حرکات جدید واسه پدر و مادر ها که برای اولین بار نی نی شون انجام میده خیلی لذت بخشه و انگار خداوند یه دنیا به اونا داده نه یه فرشته کوچولو.
پس خداوندا به همه ی مامان و بابا ها نی نی های سالم عطا کن تا اونا هم بتونن این لحظه ای شیرین رو بچشند. الهی آمین.
مازیار میچرخه تا میره زیر میز ناهار خوری گیر میکنه

مازیار میگه :مامان حالا منو نگاه کن.

شکست خوردم نه نه نه !!!!!!!!!!!!!

بازم منو ببین مامانی

از دوباره مامانی

آهان آهان

یکم تلاش بیشتر

آخی آخی ...............

یعنی من تونستم

آره مامان من تونستم. دیدی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
هوررااااااااااااااااااااااااا


دنیای مازیار
