مازیار و دوستاش
این سفر خیلی برامون جالب و خاطره انگیز بود .چون ملاقات های زیادی با فامیل و دوستان داشتیم و بیشتر هم برای ملاقات دوستانی که مثل ما تازه نی نی دار شده بودند رفتیم .
توی این سفر خبر دار شدیم دو تا نوه ی تو راهی بابا بزرگ مازیار داره یکی عمه بهنوش و یکی عمو بهنام و هر دو تا نوه پسر و هر دو تا توی دل ماماناشون همسن مازیار هستن.

مازیار ورود همه ی شما دوستان عزیزش رو به زندگی مامان و باباها تبریک میگه

مرسانا و مازیار

جالبه
......مرسانا و مازیار هر دو تاشون توی یه رور به دنیا اومدن و مرسانا دختر دوست دوران دانشگاهی بابای مازیار عمو محموده.

مازیار و مسیح

و مسیح جون پسر دوست (مثل خواهر )مامانی خاله فرزانه است و 11 ماهش بود که دیدیمش.
یک شب رو مهمانشون بودیم که جالب بود بچه ها تا 3 شب بیدار بودند و ما رو مشغول خودشون کرده
بودند.

مازیار و هلنا
هلنا دختر دوست مامان هستن که انگار مامانش خیلی سرگرم زندگیشه و موفق نشده بود پسر منو ببینه تا اینکه وقتی داشتیم از شهر یاسوج برمیگشتیم تصادفی اونا رو دیدیم و برامون خیلی جالب بود و اونا اصلا باورشون نمیشد و حتی خاله معصومه شوک شده بود و بهم میگفت واقعا خودتیییی!!!!!! و ماشالله هلنا واسه خودش خانمی شده بود که دیدمش و 2 سالی بود که ازشون بی خبر بودیم.

معین
اینم پسر خاله مايده دوست دوران دانشجویی مامانی هستش که وقتی اولین بار دیدیمش 5 سالش بود.

نیهات و مازیار
نیهات پسر دوست مامانی خاله لیدا هستش که مامانی و خاله بعد 5 سال همدیگه رو دیدن که نی نی ش تازه 1 ماهه شده بودند.وقتی رفتیم شیراز زحمت کشیدن و ما رو شام دعوت کردن و چند ساعتی کنار هم خوش گذروندیم.

مازیار و ترنم
ترنم دختر تنها پسر عموی مامانی عمو رضا ه که 15 روزش بود که ما دیدیمش (نازی ).


مازیار و دوستاش
