مازیار جان مازیار جان ، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 15 روز سن داره

مازیار مامان و بابا

اين روزهاي مازيار

1392/11/21 12:48
نویسنده : مامان مازیار
676 بازدید
اشتراک گذاری

شرح حال اين روزهاي مازيارم:

سعي ميكنه بيشتر سر پا بايسته و چند قدمي هم جلو ميره ولي خيلي احتياط ميكنه و حتما از وسيله اي كمك ميگيره حتي زماني كه ما دستش رو ميگيريم كه تاتي كنه فوراً پاي ما رو ميگيره كه يعني خسته شدم و منو بغل كنيد.

چند كلمه ميگه : بووووووو وقتي كه چيزي رو تشخيص ميده خطرناكه و خيلي خطرناك رو ميگه ا بووو ا بوووو و توپ رو ميگه پ پ پ و بادكنك رو ميگه ب ب ب بيرون رفتن رو ميگه ب ب ب  نماز خوندن و اذان گفتن رو تا ميبيني يا ميشنوه ميگه ا ا ا ا يعني الله اكبر. و آب رو ميگه اب اب اب مال منه رو به همراه رقص گردن ميگه م م م و رفت رو ميگه ق ق ق و حمام كردن رو م م م بغل

خيلي بابايي شده و بازي كردن با اونو خيلي دوست داره و وقتي اون ازش دور ميشه دنبالش گريه ميكنه.

از بخاري خيلي ميترسه و حتي واسه اولين بار هم كه ديد بهش دست هم نزد.

خيلي خساست به خرج ميدي و وسيله و خوردني ش رو به كسي نميده ولي به من و بابائي كه مطمئناً نرفتي چون ما خيلي دست و دل بازيم.

موقع نماز خوندن من هر جايي باشه ميدوه و مياد سراغ سجاده و مهر نمازم. اونو بر ميداره و دو تا دست كوچولوشو ميبره كنار گوشش و ميگه ا ا ا ا يعني الله اكبر و نماز ميخونه و يا اينكه زير چادر نمازم قليم مشه و دالي بازي ميكنه و خودش الكي ميخنده و يا اينكه مهر نماز رو برميداره و فرار ميكنه .خندهقهقهه

قلقلك دادن رو ياد گرفته و گردن من و بابايي و يا اينكه كف پاهامونو قلقلك ميده و خودش هم ميخنده اما خودش فكر ميكنه قلقلك ميده اما بيشتر چنگ ميزنه و با ناخن هاش زخم ميكنه بدن ماها رو.

 بستني و بسكويت رو دوست داره و بيشتر از اون عاشق ويفر شده جوري كه با خوردن اون خمار ميشه و خوابش ميگيره و ماكاروني رو هم دوست داري و خيلي جالب رشته ميذاري تو دهنت و ميكشني بالا و قورتش ميدي.هورا و شلغم رو خيلي دوست داره و كنار ما ميشينه ميخوره و جالب اينكه وقتي مازيار تو شكم ماماني بود من خيلي شلغم ميخوردم شايد به اين خاطر باشه كه الان زياد دوست داره.

برنامه كودك رو خيلي دوست داره و ميره كامل داخل TV  و تلويزيون ميبينه و خيلي توجه ميكنه و با هر آهنگي شروع ميكنه به دست زدن و به ما هم نگاه ميكنه كه شما هم ببينيدخنده.

بازي كردن با ظروف آشپزخونه رو بيشتر از اسباب بازي دوست داره و ساعت ها باهاشون مشغول ميشه.

يكي دو بار پايه شدي و وقتي ماماني خسته بود از بعدآظهر خوابيديم تا فردا صبح .

 لباس عوض كردن رو مثل پوشك عوض كردن دوست نداره.ولي وقتي ميبيني كه من و بابايي داريم لباس عوض ميكنيم كه بريم بيرون از خونه خيلي خوشحال ميشه.

من و بابايي سرماي شديد خورده بوديم و مدام سرفه ميكرديم و شما فكر ميكردي يه نوع بازي و وقتي صداي ما رو ميشنيد كه داريم سرفه ميكنيم ادا و اطوار ميريخت و اونم الكي سرفه ميكرد يعني منم بازي.

وقتي توي ماشين داخل بغلم ميشينه دوست داره فرمون ماشين رو بگيره و دقت ميكنه ببينه بابايي چكار داره ميكنه و مدام برف پاكن ماشين رو كار ميندازه.

 وقتي گوشي موبايل يا آيفون خونه  زنگ ميخورن  و صداشونو ميشنوه دستش رو ميگره كنار گوشش يعني اون زودتر جواب داده و ميگه ا ا ا ا .

وقتي ميخواد چيزي رو نشونه بگيره و به ما نشون بده با انگشت اشاره و انگشت بغل اشاره دو تايي نشونمون ميده.يعتي با  دو تا انگشت  اشاره ميكنه.

بوسيدن و گاز گرفتن رو ياد گرفته.

وقتي سوار ماشين ميشيم كه بريم مهد كودك ميگه و ميخنده ولي با اينكه داخل كريرش نشسته مسير رو ميشناسه و نزديك مهد كه ميرسيم  صورتش رو برميگردونه سمت بيرون و با ما قهر ميكنه و ديگه اخماش ميرن تو هم . الهي دورت بگرده مادر و وقتي هم از مهد ميخواد بياد بغلمون اول ناز ميكنه و جديه و بعد دوباره آشتي و ميشه باز مازيار كوچولوي فضول خودمون.

.

 

 

 

 

 

مازيار در حال آموزش W C  رفتنماچ

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)