واکسن مازیار
امروز در تاریخ 92.3.1 3 مازیار جوووووونم واکسن 4 ماهگیشو زد. ساعت 9 صبح بود که بابایی تلفن زد و ما رو از خواب بیدار کرد و من هم مازیار رو توی خواب لباساشو عوض کردم و صبحانه خوردم و بابایی هم از محل کارش مرخصی گرفت و اومد دنبال من و مازیار که تنهایی نریم و 3 نفری رفتیم خانه بهداشت . پسرم هر روز این وقت صبح خواب بود و وقتی چشماشو باز کرد و متوجه شد بیرون از خونه است خوشحال شد و لبخند زد. مازیار در آغوش پدر اونجا به بچه ها و نی نی ها لبخند میزد و حسابی دست و پا میزد و من هم مشغول تشکیل پرونده بهدا...










